ارتباط تصویری
اولین تجربه آموزنده یک کودک ، کسب آگاهی بوسیله حس لامسه است. البته کودک نوزاد فقط از طریق لمس کردن یا دست زدن به اشیاء نیست که درکش را از محیط اطرافش بالا می برد، او از راه بوئیدن و چشیدن اجسام نیز به این کار می پردازد. بتدریج حس بینائی و درک تصویر نیز به کمک حواس او می آید و چیزی نمی گذرد که این حس از اهمیت درجه اول برخوردار می شود. حس بینائی عبارتست از توانائی تشخیص و فهم بصری پدیده های موجود در محیط و نیروهائی که تأثیری عاطفی بر بیننده می گذارند تا تقریباً از اولین برخورد خود با جهان برای نظم بخشیدن به نیازها، میل ها و هراسهایمان به نحوة دیدن و چشم خود، وابستگی شدید پیدا می کنیم.
هر چند همة ما به سادگی و بصورت طبیعی می بینیم. اما فرهنگ و تمدن خاص مربوط به دیدن و تصویر هنوز بوجود نیامده است. عمل دیدن سریع اتفاق می افتد و همه چیز را بصورتی جامع از نظر می گذرانیم. این دیدن ما هم آنالیتیک و تحلیلی است و هم در عین حال سنتیک یا ترکیبی. حس بینائی هنگام فعالیت به انرژی ناچیزی احتیاج دارد و تقریباً با سرعت نور عمل می کند ودر همان حال به ذهنمان اجازه دریافت و ضبط بی نهایت خبر را در زمانی بس کوتاه تر از ثانیه صادر می کند. این توصیف بخوبی بیانگر قدرت شگرف دیدن است و انسان را وادار می کند که این نتیجه گیری او را بپذیرد.
چرا میل ما نسبت به تصاویر زیاد است؟ تصویر هرشیء نزدیک ترین چیز به واقعیت آن است و به تجربه مستقیم ما ازاشیاء شباهت دارد. به همین دلیل استفاده از تصاویر به همراه گزارش کلامی ، به فهم ما از آن کمک می کند.
در این جهان، ما به عنوان شهروندان و افراد جامعه، با رسانه ها احاطه شده ایم. برقراری ارتباط بدون کمک گرفتن از انواع شکلها، تصاویر، عکس و .. تقریباً غیرممکن است. بینائی و شنوایی که تفکرات ما را صورت بندی می کنند ممّلو از تصاویر هستند. فکر کردن ونوشتن ، دراحاطه یک رسانه شکل می گیرد. همانگونه که یک دستگاه تلفن، شکل ارتباطی ما را تغییر داده، کامپیوتر نیز گونه نوشتاری مار ا عوض کرده است ، تصاویر نیز ذهنیت های ما را دگرگون ساخته اند.
عده ای از این تغییرات راضی و خشنودند و در عین حال عده ای نیز از این تحولات احساس ناامنی می کنند. قضاوت در مورد تأثیرات چیز مهم نیستند، بلکه مسئله قابل اهمیت آگاهی از این تغییرات اساسی است که جهان ما را تحت کنترل خود درآورده است.[1]
ارتباط انسان با جهان پیرامون خود، بیش از هرگونه ارتباط زبانی یا ارتباط از طریق واژگان، و یا دیداری است. و تصویر پل ارتباطی ما با جهان خارج است. در واقع یکی از ضروریات زندگی انسان ارتباط است و تصویر در برقراری بهتر و سریع تر این ارتباط عامل مهمی بشمار می آید. حس بینائی دومین حواس پنجگانه اهمیت ویژه ای دردرک وفهم آدمی دارد. اگر چه بوسیله حس شنوائی یا سایر حواس نیز ارتباط برقرار می شود و درک پدیده ها مسیر می شود، لکن سرعت عمل و بی واسطه بدون حس بینائی در ایجاد ارتباط بویژه در قرن حاضر، به آن جایگاه خاصی می بخشد.
ارتباط تصویری، ارتباطی جهانی و بین المللی است که محدودیت های قرارداری زبان و واژگان را ندارد.
[1] - مبانی بصری (دوینس اُ. داندیس- ترجمه مسعود سپهر، چاپ ششم، سروش 1382، ص18).
منبع:http://majdnia.blogfa.com
